cercaria العین اصفهان قهرمانان لیگ قهرمانان آسیا

cercaria: العین اصفهان قهرمانان لیگ قهرمانان آسیا نشست خبری سرمربی تیم فوتبال العین امارات

گت بلاگز اخبار اجتماعی خوب حرف نمی‌زند ولی حرفِ خوب می‌زند

عیسی کلانتری چندان اهل تعارف‌های مرسوم نیست. رک و صریح و گاه تلخ و گزنده حرفش را می‌زند. دست و دلش نمی‌لرزد از این که رسانه‌ها حرف‌هایش را نپسندند. 

خوب حرف نمی‌زند ولی حرفِ خوب می‌زند

خوب حرف نمی زند ولی حرفِ خوب می زند

عبارات مهم : ایران

عیسی کلانتری چندان اهل تعارف های مرسوم نیست. رک و صریح و گاه تلخ و گزنده حرفش را می زند. دست و دلش نمی لرزد از این که رسانه ها حرف هایش را نپسندند.

به گزارش عصر ایران؛«شاید در این جمله رگه هایی از بدجنسی دیده شود ولی به عنوان یک فعال رسانه ای محیط زیست، دانش آموخته این رشته و شاغل در این حوزه از «بروز بحران های محیط زیستی در کشور عزیزمان ایران خوشحالم!»

خوب حرف نمی‌زند ولی حرفِ خوب می‌زند

تا زمانی که یک عنوان به «بحران» تبدیل نشود، نقد و نظر متخصصان به نظر نق زدن و شکوایه های از سر شکم سیری می آید. اوایل دهه ۸۰ کارشناسانی هشدار دادند که دریاچه ارومیه در معرض خشک شدن واقع شده است است و بعضی از فعالیت های انسانی اطراف آن این روند را تسریع می کند، هیچکس وقعی نگذاشت و بعید می دانم آن هشدار، اندازه مصدومیت یک بازیکن درجه چندم فوتبال در رسانه ها بازتاب پیدا کرد باشد یا مسئولان نگرانش شده است باشند!

اما حالا چیدن واژه های «سونامی نمک دریاچه ارومیه» کنار هم، آن قدر توی دل ها را خالی می کند که مدیر جمهور روحانی در فیلم انتخاباتی اش چند دقیقه را به این دریاچه و تلاش های دولت جهت احیای آن تخصیص داده شده است می دهد. آلودگی هوا هم این طور شروع شد. ریزگردها هم اول فقط مناطقی در جنوب غرب را ترساندن کرد و به نظر مسئله «شهرستانی ها» می آمد ولی هنگامی که کلانشهرها درگیرش شدند آن وقت جهت همه مهم شد.

عیسی کلانتری چندان اهل تعارف‌های مرسوم نیست. رک و صریح و گاه تلخ و گزنده حرفش را می‌زند. دست و دلش نمی‌لرزد از این که رسانه‌ها حرف‌هایش را نپسندند. 

گر چه هنوز هم جز هشدار و تعطیل کردن مدارس و توزیع ماسک و نصیحت های جانگدازِ «باید نهالکاری انجام شود»، «باید حمل و نقل عمومی گسترش یابد»، «باید خودروهای تازه جای ناوگان فرسوده را بگیرند» و… عملاً راهکاری ارائه نمی شود و بسیاری از مسئولان فشارهای این روزها را «تاب» می آورند تا با یکی، دو فقره باد و باران، آلودگی از بین برود و برود جهت سال دیگر! تا سال دیگر هم خدا کریم هست. اصلاً شاید ما مسئول نبودیم. به ما چه؟

به شخصه اعتقاد دارم تا زمانی که فاجعه ای مثل مه دود لندن پیش نیاید عنوان آلودگی در حد همین پاسکاری ها و ابراز نگرانی های ریز باقی می ماند. دسامبر سال ۱۹۵۲ (آذرماه ۱۳۳۱) آلودگی هوا در شهر لندن با سرما شدت یافتن شد و مه دود غلیظی همه شهر را فرا گرفت. نزدیک به چهار هزار نفر جان باختند و بیش از صد هزار تن را بیمار کرد. بعضی آمارها حتی از کشته شدگان بیش از ده هزار نفر می گویند. آدم ها مثل برگ پائیزی روی پیاده روها می افتادند و جان می باختند؛ بدون شلیک هیچ گلوله ای. به همین سادگی!

روزی که عیسی کلانتری به عنوان مدیر شرکت حفاظت محیط زیست پا به پردیسان گذاشت، نوشتم که چشم معجزه از او ندارم و عصای جادویی ندارد. پرسشها محیط زیست کشور آنچنان دامنه ای پیدا کرده است که حل آن در توان یک فرد و یک نهاد نیست و رستم دستان و سوپرمن هم اگر از راه برسند، شاید تنها بتوانند بخشی از معضلات نهادینه شده است در «سازمان حفاظت محیط زیست» را حل کنند ولی پرسشها «محیط زیست ایران» را نه!

خوب حرف نمی‌زند ولی حرفِ خوب می‌زند

کلانتری از نسل مدیران هاشمی رفسنجانی هست؛ دلبسته و شیفته مردی که نسلی از مدیران تکنوکرات را جهت تحول در کشور عزیزمان ایران به خدمت گرفت. کلانتری چندان اهل تعارف های مرسوم نیست. رک و صریح و گاه تلخ و گزنده حرفش را می زند. دست و دلش نمی لرزد از این که رسانه ها حرف هایش را نپسندند. بسیاری او را نقد می کنند که «خوب» حرف نمی زند و ادبیاتش شسته و رفته و اتوکشیده نیست.

در جامعه ای که «چون نیک بنگری، همه تزویر می کنند» کلانتری ترجیح می دهد دست از نان قرض دادن های معمول مدیران و قربان صدقه رفتن های مرسوم و عموماً ریاکارانه بردارد و بگوید جهت حل مسئله آلودگی هوا فقط باید «دعا» کرد تا باران بیاید! در قلب شرکت محیط زیست و میان علاقمندان به «حیات وحش» می گوید مسئله مهم کشور را «آب» می داند و یوزپلنگ اولویتش نیست. او با همین نگرش بسیاری از معاونان و مدیرانش را در شرکت حفاظت محیط زیست از میان متخصصان آب برگزیده و کماکان به این روند ادامه می دهد به شکلی که بعضی از قدیمی های محیط زیست به طعنه می گویند: کلانتری «سازمان محیط زیست» را به «آب» بسته است!

عیسی کلانتری چندان اهل تعارف‌های مرسوم نیست. رک و صریح و گاه تلخ و گزنده حرفش را می‌زند. دست و دلش نمی‌لرزد از این که رسانه‌ها حرف‌هایش را نپسندند. 

فارغ از هر قضاوتی در مورد عملکرد عیسی کلانتری در شرکت حفاظت محیط زیست، این که تصمیمات او این شرکت را به چه سمت وسویی خواهد برد – که جای نقد بسیار دارد – اگر دستاورد مدیریتی او همین «صراحت کلام» جهت اعلام هشدارها بدون وحشت از قضاوت های بی رحمانه و حتی هجوهای کوتاه مدت باشد می توان تحسین اش کرد.

بخش بزرگی از مدیران در کشور باید دست از تملق های شیرین ولی کاذب نسبت به جامعه بردارند و به جای آن صداقت تلخ را جایگزین کنند. می دانم که عموم ما به دلایلی ناشناخته و بعضاً آشنا شده است میل به به شنیدن یک دروغ شیرین داریم تا یک حقیقت تلخ، ولی ادامه این روند خسارت های غیر قابل جبران در پی خواهد داشت.

خوب حرف نمی‌زند ولی حرفِ خوب می‌زند

کمی دورتر از مجادله های سیاسی، زنبیل قرمز بقایی، وعده های روحانی، شاخ و شانه کشیدن های احمدی نژاد، مالیات ندادن های فلان نهاد، صحبت های آیت الله علم الهدی، توئیت های ترامپ، ممانعت از حضور دختران در کنسرت های موسیقی، عشوه های دلار و فضاحت های اخلاقی در حوزه ورزش و… تغییرات اقلیمی، خشکسالی شدید، ریزگردها، آلودگی هوا و بحران آب رای بلعیدن این سرزمین و یک نسل کشی کمین کرده اند. شرکت حفاظت محیط زیست با بودجه ای حقیر و اختیاراتی اندک قادر به مقاومت در برابر این ترساندن نیست. می خواهید باور کنید، می خواهید نکنید!»

واژه های کلیدی: ایران | آلودگی | رسانه ای | رسانه ها | آلودگی هوا | اخبار اجتماعی


دانلود فایل ها

نویسنده : topsblog